کرسی علمی ترویجی با عنوان " نوسازی در عصر رضاشاه، توهم یا واقعیت "

جلسه حمایت از کرسی‌های نظریه پردازی، نقد و مناظره با موضوع" نوسازی در عصر رضاشاه، توهم یا واقعیت " دوشنبه 27 بهمن ماه 99، در سالن کنفرانس دانشکده حقوق و الهیات دانشگاه برگزار شد.
 

دکترامین‌رضا توحیدی عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و الهیات گفت: ازمیان زمینه‌های مختلف و موجود پژوهش در وقایع عصر رضاشاه، پژوهش حاضر در پاسخ به پرسش اساسی خود یعنی بررسی رابطه‌ موجود میان اقدامات رضاخان و جایگاه تاریخی ایران در دورۀ مورد نظر، محرک‌های چند اقدام برجسته حاکمیت پهلوی طی آن دوره (1299- 1300) شامل نقد جنبه‌هایی از کودتای 1299، واقعیت یا پوشالی بودن نقش ملی و میهنی برای رضاخان در نیت و عمل او، ادعاهای ضد استعماری شاه اول پهلوی، قانونی بودن حکومت و قانون‌گرایی در این دوره، نوسازی آمرانه در زمینه‌های اقتصاد و فرهنگ و آموزش مورد بررسی قرار گرفته است.

عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و الهیات در خصوص  تکرار مکررات و مطالبی که معمولاً بین دوستداران و دشمنان احساسی و یا سیاسی خاندان پهلوی در جهت سیاه نمایی و یا گزافه‌گویی در ستایش اقدامات این خاندان و خصوصاً شخص رضاخان و همچنین در خصوص قضاوت تاریخ در مورد پهلوی نه صرفاً بر پایه‌ آنچه رخداد، بلکه با توجه به جنبه‌های شخصیتی، نیت حاکم وقت‌(رضا) و شرایط سیاسی، خصوصاً مداخلات بیگانگان، چگونه می‌تواند باشد توضیحاتی ارائه نمود.

وی درادامه به شرح موضوعاتی در مورد بسیاری از اقدامات رضاخان در دوران به اصطلاح نوسازی و در پی آن به تحلیل جامعه شناسانه و تاریخی با موضوع صنعت، امنیت و نیروهای مسلح، فرهنگ و آموزش پرداخت.

دکتر توحیدی تصریح کرد: رضاخان در مدتی اندک و با شتابی که زاییدۀ محیط پیرامون او بود وارث تاج و تخت کیانی شد. نه در زندگی گذشته او اثری از آرمان‌خواهی و میهن پرستی مشاهده می‌شد که اینک که در میان‌سالی‌‌ به شاهی رسیده و دوران شور و احساس جوانی را پشت سر گذاشته، بخواهد به آن آرمان‌ها خدمتی نماید و نه پاسدار حریم حرمت طایفه یا طبقۀ مشخصی از جامعه (که بدان منتسب بوده باشد را) برای خود فرض می‌دانست. او درک درستی از بسیاری مفاهیمی که بداین‌ها منتسب می‌شد مثل ناسیونالیسم و فاشیسم نداشت، اطلاعات تاریخی‌اش اندک بود و قادر به تشخیص صلاح ملک و مملکت نبود کار نامۀ او حتی برای کسی‌ که بخواهد قدرت فردی خود را حفظ کند سرشار از اشتباهات بسیار است. برنامه‌هایی که اجرا کرد اعم از اقتصادی، نظامی و یا فرهنگی هرگز دارای نتایج درخشانی برای کشور نبوده است، بدون شک نظم اجتماعی را چنان به هم ریخت که بازسازی آن حتی برای مدت ده‌ها سال امکان‌پذیر نبوده و نیست. اما پایه‌های استواری از اخلاق فردی سازنده و یا هویتی جدید را پایه گذاری نکرد. بدون شک بخش عظیمی از گناه بی‌هویتی فرهنگی برای گروه‌هایی از مردم ایران و معضلات آتی اجتماعی حاصل ویرانگری عقیدتی اوست، فرهنگ زندۀ اسلامی ایرانی را منکوب کرد بی‌آنکه لااقل همان فرنگی مآبی را به شکلی واقعاً غربی برای ملت به ارمغان آورد و در سیاست، اقتصاد و فرهنگ، خود خواهی، شاه‌دوستی و سرکوب هر چیز که خارج از ارادۀ شاه بود موج می‌زد، به گفتار مشفقان گوش فرا داده نشد و عاقبت سقوطی خفت بار با تبعاتی دیر پا و انزجار آور را برای خود و ایران به ارمغان آورد.

در پایان، دکتر سید محمد طیبی عضو هیأت علمی بخش تاریخ دانشگاه به عنوان ناقد اول و دکتر حسین معین‌آبادی عضو هیأت علمی بخش علوم سیاسی به عنوان ناقد دوم کرسی علمی ترویجی با عنوان " نوسازی در عصر رضاشاه، توهم یا واقعیت "را مورد ارزیابی قراردادند.